اخبار و مقالات

۸ راه ساده برای برقراری ارتباط با کودک درون

همه ما انسان‌ها زمانی کودک بوده‌ایم. کودکی دوران شگفتی است. اگر کودکی خود را به خاطر بیاورید، یادتان می‌آید که چگونه می‌توانستید با هر چیز کوچکی شادی و لذت را تجربه کنید. هر چیز ساده‌ای در دنیای بیرونی برای یک کودک، نو و تازه است و او را شگفت‌زده می‌کند. شاید به همین دلیل باشد که امروزه با حسرت از دوران شاد کودکی‌مان یاد می‌کنیم و آرزو می‌کنیم کاش می‌توانستیم به آن روزها بازگردیم. هرچه بزرگتر می‌شویم، پیچیدگی‌های زندگی بیشتر می‌شود. شغل، تحصیل، روابط عاطفی و اجتماعی، مسائل مالی، سلامت جسم و روان و ... همگی زندگی ما را تحت شعاع قرار داده، ذهن ما را مشغول می‌کند و باعث می‌شود از شگفتی‌های دنیای بیرون غافل شویم. با بالا رفتن سن ما از کودکی فاصله می‌گیریم و فراموش می‌کنیم که اگرچه به بزرگسالی پا گذاشته‌ایم اما درون هر یک از ما کودکی زندگی می‌کند که به آن کودک درون می‌گوییم.

با چند تکنیک ساده می‌توانیم با کودک درون خود دوباره ارتباط برقرار کنیم  و شگفتی، لذت و عشق را در ساده‌ترین چیزها در این دنیا پیدا کنیم و دوباره بتوانیم از زندگی خود کودکانه لذت ببریم.

۱. خود را در موقعیت‌های ناآشنا قرار دهید

مغز کودکان دارای انعطاف‌پذیری بالایی است که در روانشناسی به آن «خاصیت پلاستیسیته» می‌گوییم. این بدین معناست که ذهن آن‌ها به گونه‌ای کار می‌کند که دائما در حال برقراری ارتباطات جدیدی بین موارد مختلف است و زمانی که در محیطی جدید قرار می‌گیرند به سرعت شروع به برقراری ارتباط بین آنچه از پیش می‌دانند با آنچه به تازگی با آن مواجه شده‌اند، می‌کنند. محققان معتقدند که این ویژگی در بزرگسالان نیز وجود دارد؛ البته شاید نه به اندازه کودکی. این ویژگی باعث می‌شود که هنگام قرار گرفتن در محیطی ناآشنا و انجام فعالیت‌های جدیدی که تا به حال انجام نداده‌ایم، خاصیت پلاستیسیته مغز فعال شود.

توجه کنید که این اتفاق زمانی برای شما می‌افتد و می‌توانید حس و حال دوران کودکی خود را دوباره احساس کنید که سراغ کارهای کاملا جدید بروید؛ مثل یاد گرفتن یک زبان جدید، سفر به جایی که تا به حال نرفته‌اید یا تلاش برای نواختن سازی که هیچ اطلاعاتی از آن ندارید. سفر کردن به یک محیط تازه و ناآشنا شما را در شرایطی کاملا شبیه شرایط کودکی قرار می‌دهد؛ مواجهه با چیزهایی که تا به حال تجربه نکرده‌اید. غذاهای جدید، زبان ناآشنا، گم شدن در مسیر و غیره. گویی همه چیز را برای اولین بار تجربه می‌کنید.

۲. به جای «یادگیری برای بهره‌برداری»، «یادگیری کاووشگرانه» را امتحان کنید

ما به عنوان افراد بزرگسال معمولا زمانی به سوی یادگیری مهارتی جدید می‌رویم، که به آن مهارت برای حل مساله‌ای نیاز داریم. کودکان و افرادی سن پایین‌تری دارند، معمولا مساله و مشکلی ندارند؛ بنابراین انرژی خود را صرف کاووش و کشف موقعیت‌های تازه می‌کنند. تفاوت بین یادگیری کاووشگرانه (یادگیری برای یادگیری) با یادگیری برای بهره‌برداری (یادگیری برای رسیدن به هدفی مشخص یا حل مساله‌ای خاص) همین است. قرار دادن خود در معرض موقعیت‌های تازه و یادگیری مهارت‌های جدیدی که شاید نیازی هم به آن‌ها نداشته باشیم، باعث می‌شود که بدون چارچوب و متفاوت فکر کنیم.

کودک درون

۳. یک سرگرمی جدید و خلاقانه انتخاب کنید

هنگامی که بیشتر زمان‌مان در روز را صرف کار و وظایف روزمره می‌کنیم، فرصت کمی برای تجربه حس شگفتی، کنجکاوی و رهایی خواهیم داشت. همان حسی که در کودکی، تقریبا تمام مدت با ما بود. به همین دلیل بسیار مهم است که در برنامه روزانه خود، حتی برای چند دقیقه، زمانی را برای سرگرمی جدیدی که خلاقیت را در شما شکوفا می‌کند و حس کنجکاوی‌تان را بیدار می‌کند، در نظر بگیرید.

زمانی که به سراغ تجربه‌های خلاقانه می‌رویم، ناخودآگاه با کودکیِ خود (یا همان کودک درون‌مان) ارتباط برقرار می‌کنیم. خلاقیت به ما این آزادی را می‌دهد که خود واقعی‌مان را تجربه کنیم و رها باشیم.

۴. به بالا نگاه کنید

در اطراف ما دنیای بسیار بزرگی وجود دارد. بزرگسالی، به خاطر کار و مشغله‌های زیادی که دارد ممکن است باعث شود ما در تونلی نامرئی قرار بگیریم و نتوانیم شگفتی‌های این دنیا را ببینیم و عظمت آن را درک کنیم. برای ارتباط با کودک درون باید تلاش کنیم که این اتفاق برای ما نیفتد. این جمله شاید برای شما نیز آشنا باشد. «از وقتی بزرگ شده ام هنگام راه رفتن کمتر به آسمان نگاه می‌کنم. تمام مدت مسیرم از خانه به سرکار حواسم به صفحه گوشی موبایلم است و با سرعت از یک رویداد روزمره به رویداد دیگر می‌روم؛ بدون اینکه از آن لذت ببرم یا آن را خوب درک کنم.»

از کودکان یاد بگیریم. آن‌ها موقع راه رفتن، همواره با شگفتی اطراف خود را می‌نگرند و هرازگاهی برای دقت کردن و کشف یک چیز تازه، که تا به حال ندیده‌اند، متوقف می‌شوند و آن را خوب بررسی می کنند.

کودک درون

۵. با کودکان بیشتر وقت بگذرانید

باور کنید که وقت گذراندن با یک کودک ۲ ساله، باعث می‌شود به خاطر بیاورید که در دنیا چقدر شگفتی وجود دارد. البته زمانی که با کودکی وقت می‌گذرانید، احتمالا به عنوان مراقب در کنار او حضور دارید و زمان‌هایی نیز خواهد بود که ممکن است لازم باشد به عنوان والد از او مراقبت کنید. مثلا مراقب او باشید که لباس گرم بپوشد یا از خیابان او را رد کنید. اما زمانی که فرصتش را دارید، سعی کنید آرامش کودکانه او را تجربه کنید و از زمانی که با کودکان می‌گذرانید لذت ببرید. مانند آن‌ها کودک شوید و با کودک درون خود ارتباط برقرار کنید.

با دقت به کودکان نگاه کنید تا ببینید که یک کودک ۲، ۳ یا ۴ ساله در طول ۵ دقیقه چند تجربه ناب و بکر را در هر محیط معمولی که شما در طول روزمره ممکن است از آن عبور کنید، می‌تواند داشته باشد. بدانید که ما عنوان بزرگسال نیز می‌توانیم چنین تجربه‌هایی را داشته باشیم؛ چنانچه بتوانید با کودک درون خود ارتباط برقرار کنید.

 

بخوانید: آیا می‌توانیم از تنهایی لذت ببریم؟

 

۶. هر روز یکی از کارهای‌تان را با تمرکز یا حضور در لحظه انجام دهید

ذهن‌آگاهی (Mindfulness) به ما کمک می‌کند تا کاملا در لحظه حضور داشته باشیم. ذهن‌آگاهی و حضور در لحظه مهارتی است که همه کودکان دارند. با گذر زمان، عبور از کودکی و ورود به بزرگسالی، به دلیل افزایش مشغله، این مهارت در ما کمرنگ می‌شود. کودکان با هر تجربه‌ای که دارند به طور کامل ارتباط برقرار می‌کنند و تمام حواس و ذهن آن‌ها کاملا در لحظه حال، درگیر همان تجربه‌ای است که دارند و نسبت به هر آنچه این تجربه برای ارائه به آن‌ها دارند، باز و پذیرا هستند.

کاری که هر روز برای آن برنامه‌ریزی می‌کنید تا با آگاهی و تمرکز انجام دهید، لازم نیست حتما کار خاص و وقت‌گیری باشد. می‌توانید به مدت چند دقیقه، روی تنفس خود تمرکز کنید، موقع راه رفتن و قدم زدن روی همان کار خاص تمرکز کنید، به حرکت پاهای‌تان دقت کنید و حواس پنجگانه‌تان را حس کنید. حتی می‌توانید زمان انجام کارهای روزمره مثل سالاد درست کردن، روی جزییات آن کار مثل خرد کردن هویجی، روی حرکت دست‌هایتان حین تکان دادن چاقو و بریدن تکه‌های هویج تمرکز کنید.

۷. مانند کودکان، کارهایی را انجام دهید فقط به خاطر اینکه دلتان می‌خواهد

برقصید. برنامه‌های تلویزیونی مورد علاقه‌تان را تماشا کنید. با یکی از دوستان قدیمی قرار ملاقات بگذارید. کودکان در طول روز کارهای بسیاری را انجام می‌دهند، فقط به خاطر اینکه در آن لحظه دلشان می‌خواهد آن کار را انجام دهند. شما نیز می‌توانید مانند کودکان (در واقع مانند زمان کودکی خودتان) هر روز حداقل یک کار را فقط برای دل خودتان انجام دهید. با آنچه دلتان می‌خواهد و شوق آن را دارید ارتباط برقرار کنید تا بتوانید تجربیات جدید کشف کنید.

کودک درون

۸. چیزهای «خوب» را یادداشت کنید

کودکان از چیزهای کاملا ساده و کوچک هیجان‌زده می‌شوند و حس و حال آن‌ را تا مدت‌ها به خاطر می‌سپارند. مثلا زمانی که با مادر یا پدرشان در مورد اینکه چقدر در پارک بازی به آن‌ها خوش گذشته است، صحبت می‌کنند یا از چیز ساده‌ای که در مدرسه به دوستان خود گفته‌اند لذت برده‌اند. اگر هر روز به خود یادآوری کنید که چه اتفاقات ساده و لذت‌بخشی در طول روز برای‌تان افتاده، به خود کمک می‌کنید تا حس خوب آن را تا مدتی به خاطر داشته باشید و انرژی داشته باشید.

می‌توانید هرشب برای خود بنویسید که چه اتفاقات ساده و خوبی در طول آن روز برای‌تان افتاده و صبح روز بعد آن را بخوانید. این اتفاقات ساده می‌توانند اتفاقات بزرگ و مهم زندگی‌تان باشند؛ مثلا فارغ‌التحصیلی یا اتفاقات ساده  و بسیار کوچکی مثل دیدن پروانه ای که اطراف گل‌های باغچه می چرخد.

نویسنده: نغمه صیامی

با نگاهی به سایت Huffpost